
یاد اور روزگارو کوله ای دار م نه بر دوش کوله ای دارم بر دلیاد اور روزگاروحال منو رو حال تو رو روزگار برده از من حال و هوا رو مونده بر دل خرواری از خاک بر احساس حسرتی دارم بر دل مونده خفته یک خداحافظبعد رفتن صبح دیگر نیامدزخم بر زخم امدچه امد بر سر ما منی در من نیستبی خداحافظی رفت از وجودمشاید همراه تو باشد هر انچه مقدس بودمانده ام در میان گرگانپنجه ای از هر گرگ من غرق ام حسی نیستدرد تو را التیام...
ادامه مطلب